محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )
75
كتاب الجغرافية ( فارسى )
و جالب صادر مىشود ، در اين كوه درختان ميوهء أترج « 1 » ( بالنگ ) وجود دارد كه طعمش نيكو و رنگش سبز است . نورى درخشان و بويى چون قرنفل دارد . چنانكه خوردن كمى از آن نشاط آفرين و اشتهاآور است . هضم غذا را آسان و نيروى جنسى را زياد مىكند . بيرون اين أترج خشك و درونش تر است . بر خلاف أترجى كه در ديگر شهرهاست و خداوند به راز و حكمت آن آگاهتر است ، پارسايان هند « سارمه » نيز در اين كوه زندگى مىكنند . بتى كه مردم هند آن را مىپرستند 57 - در شهر « سير « 2 » » بتى است كه مردم هند آن را مىپرستند ، حاج ابو محمد بطّاط در مسجد جامع المريه « 3 » ، در سال 534 ق به من خبر داد كه او خود اين بت را ديده است ، و اهالى هند از مسافت 20 روز و 40 روز به زيارتش مىروند . بعضى از آنها به شكم ، بعضى به پشت و بعضى به صورت ( به رو ) مىآيند . پس وقتى به اين بت مىرسند در صورت و شكم و پشت آنها گوشتى باقى نمىماند و همه اينها به خاطر پرستش بت است . پس به او گفتم : « خدا خيرت دهاد چطور ممكن است ؟ گفت : بله ، همانا اين مردم ، همانگونه كه وصف كردم مىآيند . آنها جماعت ثروتمندى هستند و بردگان زيادى دارند و بردگان را نيز مىآورند . با هر يك از اين بردهها يك نى هندى همراه است . درازاى هر نى 30 ذراع يا 40 ذراع ، بيشتر و كمتر مىباشد . پس نىها را به هم وصل مىكنند تا درازاى آن به 200 ذراع يا بيشتر برسد . آنگاه يك تن از آنان پيشانىاش را به ابتداى نى مىگذارد و همانگونه راه مىرود تا درازاى
--> ( 1 ) . أترج Otroj ترنج فارسى ، بالنگ ( فرهنگ معين ، ( آ - خ ) ، ج 1 ، ص 135 ) . ( 2 ) . Sir ( 3 ) . Almaria Almeria ، شهرى در اندلس .